فهرست مطالب ( دسترسی سریع )
صوت جلسه
متن جلسه
بسم الله الرحمن الرحیم
فقط دیدید که میخواید بیاید زیارت ما نمیتونید بیاید مسجد. مسجد هم همونجوریه. مثلاً میخواید زیارت امام زمان برید، زیارت امام حسین برید، زیارت حضرت علی برید. دلت تنگ شده، دلت گرفته، بیا مسجد به نیت زیارت حضرت علی. حتماً بهت عنایت میکنه. یه زیارت امینالله رو بخون تو مسجد، کیف کن، حال کن. اصلاً بشر یعنی همین برادرا. بشر مگه اومده برای این مثلاً خورد و خوراک دو روزه؟ نخیر. الهی حبلی کمال الانقطاع، حالا کمال الانقطاع یعنی اینکه آدم وقتی اسم و صفات خدا رو که بینهایت میبینه میشه بینهایت، بعد کمال الانقطاع یعنی همین دیدن بینهایت رو دیگه نمیبینه، فقط میشه خدا و وجه اسماء و صفات میشه وجهالله. وجود خودم از یاد ببر، کمال الانقطاع، و امر ابصار قلوبنا به ضیاء نظرها. تسلیم یعنی این، تسلیم یعنی اثری از شخص باقی نمونه. خدایا چشم دل من، نه این چشم ظاهری. چشم ظاهری هم انشاءالله که نورانی میشه، گم میده خدا اونم خوبه، ولی چشم دل مرا نورانی کن به ضیاء نظر الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجاب النور. حجابهای نوری بره کنار.
آقا سؤال، حجابهای نوری چجوری بره کنار؟ مثل صوفیه بریم وایسیم فقط عبادت کنیم؟ نخیر! نخیر! هم معرفت، دنبال معرفت باشیم، هم دنبال فلسفه باشیم، هم دنبال فقاهت باشیم، هم دنبال اصول باشیم، هم دنبال اجتهاد باشیم، هم دنبال عبادت باشیم، هم دنبال جهاد باشیم، هم دنبال بصیرت باشیم، هم مثل ملت ایران که امروز تو دهنی زد، تو دهن آمریکا. دانشآموز و دانشجو و طلبههای عزیزمون رفتن به جنگ استکبار و تو دهنش زدن، پوزش رو به خاک مالیدن. پوزه آمریکا و اسرائیل و سران منافق عرب رو به خاک بمالیم و نابود کنیم. اینو میگن بصیرت. هم بصیرت داشته باشیم، همه رو در خودمون زنده کنیم، ضیاء نظر الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجاب النور، فستل الى معدن العظمه و تسیر ارواحنا معلقه باسم قدسک. تمومش کردم به اسم قدسک.
الهی و اجعلنی من منادیته فاجبک؛ خدایا منو جز کسانی قرار بده که شما صداشون میکنی و اون جواب تو میده. یعنی چی؟ یعنی دیگه اراده من دست خودم نباشه. یعنی چی؟ سه نوع اراده داریم:
یک، اراده نفسانی. اراده نفسانی یعنی شیطان میگه بخور، میخوره؛ شیطان میگه بخواب، میخوابه. خدایا انشاءالله ما رو از چنگال شیطان به برکت حضرت زهرا تو این مجلس نجات بده، و شیطان ما رو مثل شیطان پیغمبر که زیر پاش تسلیم بود، تسلیم ما کن به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اراده ربانی یعنی این شیطان زیر پاهای ما له بشه انشاءالله. چرا نمیشه؟ حتماً میشه، من خودمونو بذاریم کنار. عشق بورز به پدرت، عشق بورز به مادرت، عشق بورز به پسرت، به دخترت، به همسرت؛ نوکریشون رو کن. چه منی؟ از چی آخه این منیت؟ کی این منیت کاری برای ما کرد جز بدبختی؟ هیچی نمیاره این منیت. ولی اگه این کاروان رو نوکری کنیم، بهبهبه، این حرکت پیدا میشه انشاءالله و سریع میشه حرکت و نوری میشه حرکت نورانی میشه.
الهی و اجعلنی من منادیته فاجبک و لا فستعق الجلالک؛ آقا خدایا مرا قرار بده از اون کسانی که یه توجه بهشون میکنی دیگه دوام نمیاره، سعقه. میدونید مثل چیه برادر؟ چیزی نیست، بعضیا فکر میکنن اینا مال صوفی است؛ نخیر! وجود مقدس حضرت امیرالمؤمنین هر شب غش میکرد وقتی که میگفت نور خدا، بدنش مثل سنگ میافتاد اونجا. میرفتن پیش حضرت صدیقه طاهره یا فاطمه زهرا: حضرت علی فوت کرد؟ خانم میگفت نه، اون کارشه؛ این در راه خدا فانی شده. امام زینالعابدین نماز میخوند، ما حالا یه نفر تو نمازش گریه کنه میگیم این دیگه کیه فلان و اینا داره ریا میکنه و اینا. امام زینالعابدین نماز میخوند، تو حال ابتهال میافتاد، تو حال تضرع میافتاد، «مالک یومالدین» رو تکرار میکرد تا غش میکرد، تا غش میکرد. پرسیدن آقا این چه حالیه؟ فرمود: انقدر میگم تا از خود خدا میشنوم. دیگه خود خدا که تجلی میکنه توان نداره انسان، غش میکنه.
الهی و اجعلنی من منادیته فاجبک و لا ف… این مال مناجات شعبانیه است که بینظیره. امام سفارش زیاد کرده برادرا و خواهرا، این دعا، دعای مناجات شعبانیه است. امام همیشه تو غنوشش میخوند و چیز عجیبیه، محاله مستجاب نشه. میدونید چرا؟ چون حقیقت وجودی ماست. ما میریم معمولاً دنبال چیزایی که امروز حالا همیشه برادرا زنگ میزنن، خواهر زنگ میزنن: آقا چرا دعامون مستجاب نمیشه؟ چرا اینطوری نمیشه؟ خب باباجون من، اون دعایی که میخوای برات خوب نیست برو به طرف اون چیزی که ساختیش براش، خدا عاشقت، خدا دوستت داره. اصلاً برادرا و خواهرا، اول شرط استجابت دعا راضی بودن از خداست؛ از خدا راضی باشه آدم، بلکه عاشق باشه.
جهان خرم از آن هم کرد، جهان خرم از دوست. عاشقم بر همه عالم که همه عالم عاشق از اوست. عاشق باشه.
پس و نا سری فعملک جهراً در سر وجودت. حالا این سر میدونید چیه؟ سر یعنی این عرفا، اینا میگن سر رو بهش میگن حقیقت مستجنه. حقیقت مستجنه یعنی حقیقت مخفی. حقیقت مستجنه چیز خاصی نیست یعنی حقیقت مخفی. بهش میگن حقیقت مستجنه. سر رو، حالا سر میدونید چیه؟ مرحله اول روح که در بدن نگاه میکنه، بدن همین بدن میت، همین بدن ظلمانی، همین بدن تاریک، همین بدن کثیف، همین بدن متکاسف، منفصل، جدا. نور اول که تجلی میکنه میشه نفس؛ بعد بار دوم که تجلی میکنه میشه قلب؛ بار سوم که تجلی میکنه احدیت اطلاقی تجلی میکنه و اسماء و صفات خدا، بهش میگن سر. سر یعنی اون حقیقتی که اسماء و صفات خدا درش تجلی کرده.
آقا مگه میشه؟ بله، الان ببینید بچههای ما علم و الحمدلله دارن زیر دستشون میگیرن، تمام علوم دارن, الان الحمدلله تو دنیا اول.
همین بدن تاریک، همین بدن کثیف، همین بدن متکاسف، منفصل، جدا. نور اول که تجلی میکنه میشه نفس، بعد بار دوم که تجلی میکنه میشه قلب، بار سوم که تجلی میکنه احدیت اطلاقی تجلی میکنه و اسماء و صفات خدا بهش میگن سر. سر یعنی اون حقیقتی که اسماء و صفات خدا درش تجلی کرده. آقا مگه میشه؟ بله، الان ببینید بچههای ما علم و الحمدلله دارن زیر دستشون میگیرن، تمام علوم دارن، الان الحمدلله تو دنیا اول میشن. چرا نمیشه؟
«درخت تو در گهوار دانش بگیر، بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را»
چرا نمیگیرن؟ بله، بچههای ما الان میرن تو دنیا اول میشن. چرا نمیشه؟ حتماً میشه. یقیناً میشه الحمدلله.
این شهر علم هم درست شده که خود تجهیزات هم میخوان. اونایی که دستشون میرسه و قدرتی دارن، تجهیزات، میز و رایانه و نمیدونم دیگه چی میخواستیم؟ همچین چیزایی، تجهیزات میخوان. اونایی که میتونن کمک بکنن به امید خدا که این حوزه ما که الان ساخته شده، طبقه منهای سه و منهای چهارش دیگه ساخته شده، بعد خدمت شما عرض کنم، کمک کنن اونایی که میتونن. به حول قوه الهی شهر علم انشاءالله راه بیفته.
یه نفر اومده بود میگفت که آقا، این شهر علم برای چی درست میکنید شما اونور حوزه؟ نه، تمام دنیا باید عالم بشه انشاءالله. همه دنیا باید انشاءالله یه پنجرهای بشه به دنیا. تمام دنیا باید عالم بشن، چرا نه؟ همه بشر باید به حقیقت خودش برسه. تجلی امام زمان، ظهور امام زمان که الکی نیست برادرا، ظهور امام زمان یعنی همین و ما الان در عصرشیم.
سنایت سر، این سر یعنی اون لطیفه، اون لطیفه که اسماء و صفات خدا مستقیم درش تجلی پیدا میکنه، اون رو میگن سر یده. حالا دیگه عمل غیر الهی ندارد، بسته بر من. الحمدلله خدا را شکر.
این باشد انشاءالله درجه سوم، تسلیم، تسلیم حق، سلامت، تسلیم معین، تسلیم حق یا علیک. این انشاءالله باشه برای اگه خدا بخواد، توفیق داشته باشیم، زنده باشیم برای شبهای آینده.
اما امشب هم شب شام غریبان حضرت صدیقه طاهره به روایت اول. البته برادرا، این روایات مختلفی که در مورد حضرت زهرا هست دلیلش اینه که حضرت زهرا رو اگه آدم همه عمرش هم عزاداری کنه، کمه. حضرت زهرا چیز عجیبی بوده برادرا، برادرا و خواهرا، حضرت زهرا خصوصیتی که در ایشون هست در خود پیغمبر نیست، در خود امیرالمؤمنین نیست. میدونید چرا؟ چون ایشون به وسیله چهار چشمه بهشتی، پیغمبر اکرم اولاً چله گرفت وقتی میخواست حضرت زهرا به دنیا بیاد چله گرفت پیغمبر. حالا ببینید کی حضرت زهرا؟ پیغمبر باید چله بگیره؟ ببین کی حضرت زهرا؟ حضرت زهرا برادرا نزدیکترین لطیفه خدا به ماست، نزدیک مادر، یعنی نزدیکترین نور خدا به ما میشه حضرت زهرا.
به عرفا بهش میگن طبیعت ساری، عشق عشق عشق عشق. بعد پیغمبر اکرم با عظمتش چله گرفت. بعد شب چهلم و روز چهلم از اون آبهای بهشتی، چشمههای اصلی بهشتی تسنیم و سلسبیل و کوثر، و از اون چشمههای اصلی بهشتی چهار تا چشمه اصلی بهشتی خورد، و بعد سیب بهشتی و انگور بهشتی. خدای تبارک و تعالی گفت: «یا رسولالله»، به وسیله جبرئیل فرمود: «یا رسولالله، این غذاها فقط مخصوص توست». چون از این غذاها نور حضرت زهراست. حضرت علی هم اینجوری به دنیا نیومده، پیغمبر هم اینجوری نبوده. حضرت زهرا یه چیز دیگه است. برای همین برادرا، حضرت زهرا «حبیبالله» است، حبیبالله.
بعد برادرا و خواهرا، میدونید این کتکی که خورد بیحساب نبود. بالاخره ببینید درسته که اینقدر زجر کشید و بچههاش شهید شدن؛ محسنش رو شهید کردن و اینا، ولیکن در روز قیامت تنها کسی که سوار حضرت صدیقه است بعد پیغمبر، مهار ناقش رو گرفته امیرالمؤمنین، سمت راست حضرت امام حسن و امام حسین، سمت چپ، ملاک پشت سر. ندا میاد: همه انبیا، برادرا و خواهرا صف کشیدن، تمام اولیا، تمام اوصیا صف کشیدن. ندا میاد: چشمهاتون رو بندازید پایین، حبیبه خدا میخواد بره.
چه نوری! بهبه! جانم فدا خانم، اون کتکها بیخود نخورد که. حضرت بعداً صدا میاد از طرف خدای تبارک و تعالی: «حبیب من، اول کسی که باید بهشت بره تویی». بعد خانم میگه: «خدایا، شیعیانم، تا شیعیانم رو شفاعت نکنم، من نمیرم بهشت».
برادرا میگن، دوست خوب رو دو جا بشناسید: یکی موقع غم، یکی هم موقع شادی. موقع شادیش، حضرت فرمود: «خدایا، شیعیانم، من بهشت نمیرم». بعد فرمود: «محبینم». بعد فرمود: «محبینِ محبینم». موقع غمش کجا بود؟ افتاده بود پشت در، اونجا هم خیلی سخت بود، آتش گرفته بود، آتش و دود چه غوغا میکرد پشت در فاطمه آبا میکرد، ولی هی صدا میزد: «خدایا، شیعیانم…»
تصاویر جلسه





